سياست دوگانه امريکا، امريکا به افغانستان جفا کرد


سياست دوگانه امريکا، امريکا به افغانستان جفا کرد
تاريخ: يكشنبه ۱۱ جوزا ۱۳۹۳ - ساعت ۰۰:۵۱
موضوع: فاکتور خارجی




 امريکا حق دارد درباره قواي نظامي  خود تصميم اتخاذ کند ويک قواي خارجي هرگز از سرزمين کشور ديگري دفاع نمي کند، چنانچه عساکر امريکايي خود مي گويند در افغانستان صرف براي ازبين بردن القاعده آمده اند  نه براي دفاع اين کشور. چنانچه از دوسال است که پاکستاني ها ولايت هاي سرحدي افغانستان را تحت آتش توپخانه و راکتي قرار داده اند، مگر قوماندان هاي امريکايي  هرگز تأييد نکرده اند، چنانچه دو روز قبل قوماندان  عمومي ناتو داينفورد از حملات راکتي و توپخانه اي پاکستان اظهار بي خبري کرده ، اخبار رسانه هاي افغانستان را مبالغه آميز خواند.

بايد به ياد بياوريم که امريکا در دهه پنجاه که جنـرال ايزن ها ور رئيس جمهور وجان فاسترداليس وزير خارجه  امريکا بودند، در شرق ميانه از سياستي پيروي مي کردند که پيهم اسرائيل را از لحاظ نظامي وسلاح جديد تقويت مي نمودند و هرچه جمـال عبدالناصر رهبر جمهوري متحد عرب(سوريه ومصر متحد شده بودند) تقاضا مي کرد براي شان وعده مي کردند  ولي سلاح به فروش نمي رساندند.

وقتي جمـال عبدالناصر تصميم گرفت تا از اتحاد شوروي سلاح به دست بياورد، عصباني شدند، زماني ناصر از امريکا دعوت کرد تا امريکا وبانک جهاني در ساختمان سد بزرگ اسوان سهم بگيرند.

امريکا براي آن که مصري که تازه انقلاب کرده  بود، از فقر خارج شده نتواند وقوي نشود، اشتراک نکرد و مصر مجبور شد از اتحاد شوروي وقت دعوت نمايد که اين دعوت را مقامات شوروي استقبال وبه اعمار سد اسوان پرداختند. به اين ترتيب مصر را به رهبري جمال عبدالناصر خود  به طرف شوروي سوق دادند، به عين شکل در منطقۀ ما پاکستان را با دادن سلاح هاي جديد، طيارات وغيره تقويت کردند، وقتي افغانستان  به امريکا مراجعه کرد، براي افغانستان سلاح ندادند که نشود اين سلاح ها عليه پاکستان استعمال شود، وقتي سردار محمد داوود ديد که توازن  قوا از لحاظ نظامي برهم خورده و روز بروز پاکستان قوي تر شده مي رود، براي دفاع  خود  از اتحاد شوروي  سلاح خريداري وپاي اتحاد شوروي به افغانستان باز گرديد، اينک بعد از کوبيدن برج هاي بزرگ تجارتي نيويارک که سمبول جهان سرمايه داري بود، امريکا بر اساس  يک مصوبه شوراي امنيت، عمليات نظامي را در افغانستان عليه القاعده وطالبان شروع وماشين جنگي طالبان را که حامي القاعده بود شکست، طالبان از افغانستان خارج شدند، مگر راه هاي وزيرستان  وبلوچستان به رخ شان باز گذاشته شد وبن لادن از توره بوره تحت نگاه هاي قواي غربي به سرزمين  قبايل که قسمتي از آن تحت تسلط پاکستان است، رفتند و در آنجا براي چند سال تحت نظر استخبارات نظامي پاکستان (آي.اس.آي) کار کردند و قوت هاي نظامي را مجدداً تشکيل و آرايش نمودند  تا بار ديگر حملات شان را به افغانستان شروع نمودند.

امريکا درين حملات دو هزارودوصد نفر  از فرزندان شان را قرباني دادند و افغانستان چند برابر امريکا.

مگر امريکا درين سيزده سال حاضر نشد که اردوي افغانستان را باسلاح هاي سنگين وقواي هوايي مجهز بسازد، اين بار  نيز مثل دهۀ پنجاه حاضر نگرديد، توازن نظامي دوباره برقرار شود  افغانستان قوايي داشته باشد که از خود دفاع کرده بتواند، هر بار که مقامات افغاني سلاح تقاضا کرده، جواب، امروز وفردا بوده که به اين شکل سيزده سال گذشت، حـال که اوباما تصميم گرفته که تا پايان سال 2016 تمام عساکر امريکايي، افغانستان را ترک بگويند و اين مسؤوليت خود افغان هاست که عليه دهشت افگنان بجنگند، يکبار ديگر داينفورد  قوماندان  امريکايي (ناتو) وعده هايي را که در سيزده سال تحقق نيافته تکرار مي کند که تا سال 2015 قواي هوايي افغانستان را تجهيز مي نمايند وباز مي خواهد که مقامات افغان به انتظار اين وعده باشند که هرگز تحقق نمي يابد. به اين ترتيب افغانستان را اول توسط متحد شان (پاکستان) خلع سلاح کرد، يعني اردوي آن را با اعتمادي که نزد برخي از رهبران تنظيم ها داشت از بين برد و حال افغانستان را به صورت ضعيف حفظ نموده در پايان سال 2016 که تمام قوايش خارج مي شود، مي گذارد، پاکستاني که بيش از 600 هزار قواي پياده وبيش از هشتصد طياره و راکت ها و قواي ذره وي دارد، بر افغانستان مسلط شود وآن وقت از طريق پاکستان مگر در افغانستان اهداف منطقوي را که دارد پيش ببرد.

بناءً  ديگر نبايد فريب بخوريم، بايد از حالا خود را براي دفاع خود  آماده بسازيم.

نگارنده از اين که قواي امريکايي خاک مقدس ما را ترک مي گويند، به خوشي استقبال مي نمايم، ولي از اين که سيزده سال ما راگول زدند وبه طور ضعيف  نگهداشتند، گلايه دارم. به هر صورت، هيچ اجنبي دايه يي مهربان تر از مادر نمي شوند، مخصوصاً امريکا که تحت تأثير انگليس ها قرار دارد و انگليس ها مي خواهند که همان پلان قرن نزدهم خود را که رسيدن به هندوکش بود، اين بار  توسط پاکستان عملي بسازند و با تسلط طالبان به جنوب افغانستان اول شمال وجنوب را به وجود بياورند يا اين که طالبان را به نحوي داخل حکومت جا بدهند و بعداً پاکستان را تحت پوشش طالبان  به درياي آمو برسانند تا خود توسط پاکستان که چون سرطان اين منطقه خلق کرده ، انتقام سه جنگ را از افغانستان گرفته باشند و  امريکا را در منطقه ناکام ساخته، منفعت اقتصادي بزرگ را نيز خود شان نصيب شوند.

بناءً  وقت آن رسيده که ما افغان ها خطر را بايد درک کرده در عوض نفاق سياسي، وحدت ملي خود را استحکام ببخشيم و اين انتخابات رابه يک فرصت بزرگ براي خود تبديل نماييم و داکتر عبدالله عبدالله وداکتر اشرف غني احمدزي اول نتيجه انتخابات را بدون جنجـال بپذيرند و طرف پيروز انتخابات يک حکومت  ملي را به اشتراک تمام
نخبه گان دو طرف وديگر شخصيت هاي افغان تشکيل بدهند و سياست ملي افغانستان را براي مقابله با حوادث  ناگوار آينده بعد از يک کنفرانس  جناب حامد کرزي که در آن بايد واقعيت ها و حوادث وسياست هاي  امريکا وانگليس را که در ظرف سيزده سال به آن مواجه بوده با دلايل خرابي روابط ما با متحدين ما توضيح کند. تعيين و طبق يک پلان منظم، کشور را آماده بسازند. ديگر وقت آن رسيده تا چون پدران خود، خود از وطن ومنافع علياي آن دفاع نماييم، البته ما اختلاف سياسي با پاکستان داريم که اول تلاش شود تا از راه مذاکره و ارائه اسناد به ميز يک قاضي
بين المللي حل بگردد  تا ديگر در بين دو کشور اعتماد ايجاد شود وطرفين قبول نمايند که سلامت اين دو کشور به اتحاد شان ارتباط دارد،پاکستان هم قبول کند که اين ماه عسل شان با امريکا وانگليس زود گذشتني است، چه اين دو کشور يک کشور اسلامي چون پاکستان را با داشتن سلاح  تعصب و اتومي تحمل نمي توانند.

بناءً  براي سلامت افغانستان و پاکستان، بايد پاکستان حاضر شود تا اختلاف سياسي ما روي خط ديورند با موضع حقوقي  که بايد براي قبايل آزاد داده شود، حل گردد تا در عوض خصومتي که به ضرر هر دو کشور مي باشد، اتحاد، برادري  ودوستي قايم گردد وبنادر هر دو کشور مورد  استفاده دو کشور واقع وبه سوي اتحادي چون اروپا در حرکت شويم. اولتر از همه  بايد زعامت سياسي افغانستان از همين لحظه در فکر تقويت اردوي افغانستان از هر طريقي که ممکن باشد بگردد.

نبايد يک دقيقه را از دست بدهند وبراي آن که پاکستان جرأت بيشتر پيدا نه نمايد، جواب حملات راکتي وتوپخانه يي شان بايد داده شود و  آماده گي براي يک مقابله جدي تر گرفته شود و دو کانديداي پيشتاز از همين  حالا بايد مواقف شان را در برابر حالت پيش آمده در برابر امريکا و انگلستان و در برابر اين که ديگر قرارداد امنيتي به نفع ما است يا نه، روش بسازند  ومواد  قرارداد امنيتي بايد دريک گفتمان  ملي به اشتراک دو کانديداي پيشتاز، همکاران شان، جناب کرزي و متخصصين و کارشناسان سياسي و شخصيت هاي ملي افغانستان در وراي حالت جديد و  اين که فوايد آن براي ما چه مي باشد، تحليل وتجزبه قرارداده شود و دو کانديداي پيشتاز چون حالت بعد از بر آمدن تمام قواي امريکا يک تغيير مهم را به ميان مي آورد نبايد بدون يک گفتمان ملي  ومشوره با پارلمان در روز اول کاري شان به قرارداد امنيتي امضا بگذارند. زيرا بر آمدن قواي امريکا طبق اعلان اوباما رئيس جمهور آن کشور وضع را  تغيير داده و افغانستان در موقعيتي قرار گرفته نمي تواند در حالي که امريکا آن را بگذارد وبرود. با امضاي قرارداد امنيتي وقبول پايگاه هاي نظامي،کشورهاي منطقه را عليه خود تحريک نمايد، ديگر اين که امريکا موضع خود را روشن ساخته وگفته، تمام پايگاه ها را براي افغانستان تسليم مي نمايد و بعداً پايگاه بگرام را نيز به يک طريق و مفاهمه به افغانستان مي سپارد.

بناءً در صورتي که امريکا ديگر به افغانستان ضرورتي ندارد وافغانستان را چون يک متحد استراتيژيک، اهميت قايل نيست، پس  همه چيز تغيير کرده، کانديداهاي ممتاز با در نظر داشت اين تغيير بزرگ بايد موضع گيري نمايند، چه تا روزي که اوباما به قدرت مي باشد، فکر نمي کنم، تغييري دراين موقف جز آن که  کانگرس کاري بکند، ممکن
باشد.

بناءً  تا موضع امريکا تغيير نکند، نبايد طرف ما با عجله تصميم بگيريم. البته تقويت نظامي اردوي مابراي آن پيشنهاد شده تا از يک طرف خلاي را که با خروج قواي امريکا و ناتو  به جا مي گذارد، پر نمايد، ديگر اين که تا توازن قوا بين افغانستان وپاکستان درمنطقه به يک تناسب اعاده نگردد، پاکستان نه خود سر ميز مذاکره مي آيد نه طالبان را مي گذارد که سلاح به زمين گذاشته براي آبادي وطن شان سهم بگيرند، يعني هرگز از موضع ضعف مذاکره نه صورت گرفته مي تواند و نه مؤثر واقع مي شود.

چنانچه مساعي خالصانه شوراي عالي صلح وبيست مسافرت جناب کرزي به پاکستان مفيد واقع نگرديد و تصميم آخر امريکا، وضع را وخيم تر مي سازد، زيرا بدون آن که  کدام شروطي را جهت تأمين  صلح  در منطقه و امحاي گروپ هاي تروريستي متعدد در پاکستان را ذکر کرده باشد، امريکا خروج قوايش را اعلام کرد وبراي طالبان  و نظاميان پاکستاني مژده داد، چه مي داند که طالبان ضعيف  شده اند وقواي ملي افغانستان مي تواند آنها را ازبين ببرد، يا به ميز مذاکره حاضر بسازد، مگر مداخله پاکستان  وحمايت روشن آن از طالبان، مشکل اردوي افغانستان  را بزرگتر مي سازد.

بناءً  امريکا يکبار ديگر به افغانستان  جفا کرد، اين واقعيت است که جناب کرزي  قرار  گفتۀ، جان کري؛از سال 2009 خروج قواي خارجي را تقاضا کرده بود تا بعد از آماده ساختن قواي افغانستان اين خروج صورت بگيرد، يا آن که شرط مي گذاشت  که درصورت مداخله پاکستان، امريکا از تقويت قواي افغانستان وحمايت آن دريغ نمي کرد، تا پاکستان مي دانست در صورت حمايت از طالبان، برايش گران تمام مي شود.

اين خواست ما به اين منطق استوار است که قواي نظامي افغانستان که از رژيم نجيب ميراث مانده بود، يکي از قدرت هاي قوي منطقه بود، پروگرام دي.دي.آر  و داياگ اين اردو را در واقع خلع سلاح کرد، بناءً  وجيبۀ امريکاست که دوباره آن را  با سلاح  سنگين  وقواي هوايي مسلح بسازد، چرا اگر مسلح شد نه طالب و نه پاکستان به افغانستان نمي توانند، تهديد باقي بمانند، در غير آن افغانستان به خطري مواجه مي باشد که برخورد را در بين دو کشور اجتناب ناپذير مي سازد که در آن صورت هر دو کشور (افغانستان وپاکستان) سلامت شان  را از دست  خواهند داد، چه پاکستان همين امروز به جنگ بلوچ ها، وزيري ها وخيبر پشتونخواه گرفتار مي باشد که اندک تغيير در توازن قوا، خود پاکستان را که نتوانسته در ظرف 67 سال زنده گي خود ملت  بسازد به تجزيه مواجه مي سازد.

بناءً  براي زمامداران پاکستان نيز ضرور است که اوضاع منطقه را مخصوصاً با تغيير سياسي و روي کار شدن  "مودي" که غير از
من موهن سنگهـ مي باشد با دقت بررسي نموده درعوض خشونت، زياده روي ونظامي گري به صلح وسلامت منطقه اهميت بدهند تا در عوض خشونت ودوري، همگرايي وهمديگر را پذير رفتن جا
 بگيرد.



منبع اين مطلب سرویس خبررسانی آریانانت
http://www.ariananet.com

لينك متن:
http://www.ariananet.com/modules.php?name=Artikel&file=index&op=view&sid=13685