چشم انداز تاریخ مختصرافغانستان قسمت چهارم


چشم انداز تاریخ مختصرافغانستان قسمت چهارم
تاريخ: چهارشنبه ۱۴ جوزا ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۴۹
موضوع: تاریخ و جامعه




تداوم قتل عام ها , نسل کشی وتاثیرات اجتماعی آن برجامعه هزاره!

در جریان دست بدست شدن قدرت همواره افغانستان  دستخوش جنگهای خونین بوسیله ی دوخاندان قبیله ی حاکم درسه سده ی اخیر بوده که بزرگترین قربانی اصلی دراین جنگها اقوام محروم وبخصوص جامعه ی سرکوب شده هزاره است تاریخ افغانستان مشحون ازعملکرد خشن حکومت های خودکامه  است که سیاه ترین و مستبد ترین و جنایت کار ترین حاکمان را در تجربیات تاریخی خود دارد . ا ستبد اد در افغا نستان یک واقعیت  تا ریخی است که ریشه اجتماعی و فر هنگی دارد .چون زمامداران افغانستان همیشه به زور لشکر قبیلوی به قدرت رسیده وبه زور  لشکر قبیلوی  از قدرت ساقط   شده  اند.

حکمرانان مستبد افغانستان ,قتل عامها ,کله منا رها,سیاه چالها , زمین سوخته ,کو چ اجباری , پاک سازی قومی وسیاست ژینوسید را بالای مردم هزاره بصورت بی رحمانه و ظالمانهء آن تطبیق ومردم هزاره پس از تصفیه قومی ,مذهبی وغصب  زمین و املاک پدری شان توسط رژیم خون آشام امیر عبدالرحمن خان به حیث گروه های تبعیدی در خارج وداخل وادار به فرار و تبعید اجباری ساخته شدند.

امیرعبدالرحمان سیاه ترین چهره و جابر ترین فرد درتاریخ معاصر افغانستان با اخذ فتوا از ملا های متعصب درباری حکم تکفیر و فرمان جهاد علیه مردم هزاره را صادر  و با بهره برداری از دین بحیث ابراز سیاسی علیه این مردم جنگ کاملا نابرابری رابرای بیش از ده سال به پیش برد که در جریان این تهاجم وحشیانه ی او مردم هزاره قتل عام و تعداد کثیری از ین مردم به شهر کویته پاکستان کنونی ,شهرمشهد ایران و ممالک اسیای میانه و تاتارستان روسیه ودر برخی  ازشهرهای هندوستان , عراق و سوریه  به کوچ اجباری وادار ساخته شدند.مردم هزاره درزمان صدارت سردار هاشم خان  نیزعلاوه بر پرداخت مالیا ت زمین ودکان ، مالیات ظالمانه اضافی دیگر از قبیل مالیات سالانه حیوانات اهلی شیر ده مانند گاو، گوسفند، بز، شتر ,قاطر,مرکب و حتی ازمرغها بخاطردادن تخم  شان را تحویل حکومت  میداد. البته مسولین دولتی بنامهای افراد نام گم، زمین های مشاء، خاص بری، چادری ملکه، تحایف ومصارف سالانه حکمران کلان و دیگران  ، مردم هزاره رامی قا پیدند وخوردن چراگاه های مردم هزاره توسط رمه ی کوچیها ی پشتون تبارنیم قاره هند سابق نیزدرتابستان هرسال بیک امرطبیعی مبدل گردیده وهیچ کس نمی توانست جلو آن رابگیرد اگرشکایت هم صورت میگرفت ازطرف حکمرانها بازخواست نمیشد.

تهاجم  کنونی کوچیهای مسلح پاکستانی ونسل کشی در بهسود ودایمیرداد پایان نیافته و باردیگر مانند نوسال گذشته خون وآتش در این ساحه با شدت بیشترازسالهای قبل بیداد میکند. جنایات هدفمند کوچیهای مسلح پاکستانی بیش از یک قرن است که درهزارستان با بی رحمی وشدت بیشتر جریان دارد. ریشه ی اصلی این جنایات به زمانی بر میگردد،که  امیرعبدالرحمن خون آشام به نسل کشی و ژینوساید مردم هزاره دست زد و فرمان غصب زمینهای اجدادی مردم هزاره را به کوچیها ی پشتون تبار در مناطق جنوب کشورصادرنمودودر ضمن کوچیها بتدریج، اراضی کشت شده وعلفچرها ی مردمان هزاره ی دایزنگی، بهسود، دایکندی، ناهور، مالستان و جاغوری رابزور تسخیر وضبط کردند.

در دوره حکومت طالبان  بیش از هجده هزارنفر ازمردم هزاره به جرم تعلقیت قومی هزاره و شیعه بودن  در شهر مزار شریف و صد ها تن دیگردر ولایت بامیان و یکاولنگ و شهر کابل قتل عام شدند ودر دهه نود میلادی در زمان حکومت مجاهدین در کابل مردم هزاره شاهد کشتار جمعی ونسل کشی  افشار و مناطق غرب شهر کابل و به دهن سگ دادن اسیران مردم هزاره از طرف حزب اسلامی حکمتیار و مولوی حقانی یکی از قوماندانان مولوی خالص رابوده اند. درسال  1993 میلادی بیش ازسه هزارتن ازمهاجرین مردم هزاره درمسیر شاهراه هرات , قندهارتوسط تورن اسمعیل حاکم سابق هرات بجرم هزاره بودن به قتل رسانیده شدند و همچنان درمسیر شاهراه میدان شهر-هزارستان صدها تن ازمردم هزاره بوسیله قوماندان شیرعلم یکی از قوماندان رسول سیا ف وتورن امان الله یکی ازقوماندانان حزب اسلامی حکمتیاربه قتل رسانیده شدنددر ده سال اخیر نیز مردم هزاره شاهد نسل کشیهای مختلف بوده است که سر بریدن ده ها تن از مردم هزاره  درولسوالیهای خاص ارزگان و جاغوری از طرف گروه طالبان به جرم هزاره بودن یکی دیگر از جنایات نا بخشودنی گروه منفور طالبان می باشد.

هزاره های فراری زمان عبدالرحمن در مشهد ایران  که فعلا تعداد شان تقریبا به بیش از سه میلیون نفر میرسند ودولت ایران این هزاره ها ی مشهد را بنام هزاره های بربری بشکل تحقیر امیز ان معرفی وهویت زدائی نموده اند .در شهر کویته و دیگر مناطق پاکستان بیش از دو ملیون نفر از شهروندان هزاره ی پاکستانی  زیست دارند.ولی در طی مدت چند سال اخیر گروه های افراطی و تروریستان وابسته به گروه القاعده و طالبان در داخل سازمان استخبارات نظامی پاکستان نفوذ وگروه های وابسته به طالبان والقاعده بجرم هزاره وشیعه بودن مردم هزاره کویته را درچند سال اخیردرمسیر شاهراه های عمومی درمراکزفرهنگی و اجتماعی بشکل جمعی  تیرباران و ترورانفرادی  مینمایند .

تداوم کشتارجمعی و تصفیه ای قومی مردم هزاره ی کویته تداوم جنایات امیرعبدالرحمن را درذهن جامعه ی هزاره در تمام نقا ط جهان تداعی میکند .فاجعه  کویته  پاکستان بایدبه عنوان یکسند جنایت"برای همیشه دربرابرچشم آفرینندگان آن،وسند مظلومیت"مردم هزاره ودرپیش چشم مدعیان حقوق بشر باقی بماند  کویته مسلخ و قتلگاه انسانها به جرم هزاره بودن،نمایش صحنه تراژید وخونین درتئاتر حکومت حامی تروریسم و افراط گرائی در پاکستان است. کویته اکنون پس ازتطهیر با خون اهالی شهید شده خود ، به کربلای  نسل کشی طالبان تبدیل شده است . فاجعه نسل کشیها و تصفیه قومی مردم هزاره در نوع خود یکی ازخونین ترین وغمبارترین حادثه درتاریخ مبارزات حق طلبانه و داد خواهانه ای مردم  جهان به شمار می رودکه  ،یادآورتداوم مظلومیت تاریخی مردم هزاره وتکرارجنایت ازسوی دشمنان این مردم است.

نام کوه چهل -دختران  میراث جنایات شوم  امیرعبدالرحمن خان ، درجنگ ده ساله  با هزاره ها بوده است . امیر پس از اشغال ارزگان  و دیگر مناطق هزارستان جنایات ضد انسانی و ضد اسلامی را در مورد زنان و کودکان هزاره اعمال نمودو.زمانیکه مقاومت عادلانه مردم ارزگان در برابر لشکر منظم 120 هزاری دولتی و 40 هزار ملیشه های قومی به شکست مواجه شد و لشکریان امیر عبدالرحمن  در اواخیر ماه رجب سال  1318 قمری به ارزگان یورش بردندودر یک مورد 47 دختر هزاره در برابر لشکر مهاجم تسلیم نشدند و به مقاومت پرداختند .

 وقتیکه این دختران صحنه محاصره را به خود تنگ دیدند و از اینکه به اسارت نروند و به عفت شان تجاوز صورت نگیرند به طرف کوه های « ششپر »  گریختند. لشکر امیر نیز به تعقیب آنان به کوه ها هجوم بردند ودختران تا آخرین قله ی کوه خود ها را رساندند که باالاخره ناگزیر این 47 دختر ارزگانی خودها را از بالا ترین قله ی کوه ششپر به پائین سنگ لاخ ها و دره ها پرتاپ نمودند که با این گونه « حماسه انتحاری » خود سنگ ها را نیز خونین و داغدار نمودند ولی خودها را اسیر لشکر مهاجم و ددمنش امیر نساختند . از همین سبب است که کوه ششپر بعد از اول  ماه شعبان سال 1318 قمری  بنام « کوه چهل دختران » مسما گردیدوحماسه ی انتحار چهل دختران درارزگان به یادگار باقی مانده است و با همین شیوه رسم « آزادی » از قید اسارت را برای سایر دختران و جامعه خویش به میراث گذاشتند . البته بعدا نیز در دیگر مناطق هزاره نشین  کشور این چنین کوه ها بنام چهل دختران یاد شده که در جریان جنگ دهساله ی  مردم هزاره علیه امیر خون اشام نامگذاری کرده است. اما این عمل جلاد قرن را طالبان باردیگر بعد از یکقرن بالای مردم هزاره در یکاولنگ , مزار شریف وبامیان و درزمان حکومت ربانی در افشار و غرب کابل  تکرار نمود.

مردم هزاره به ستم وتبعیض قومی به مثابه ی ریشه ی تمامی عوامل بیعدالتیها نگاه میکند وهرفرد هزاره به ستمیکه برنیاکان شان شده وسرزمینهاییکه ازنیاکانش غصب گردیده، ودردیکه نسلها بعدهنوزهم احساس مینمایدمطالبات حق طالبانه ی مدنی خودها را مطرح وبراي رسيدن به حقوق انساني و برابربا ديگران، تلاش انسانی و مدنی خواهد نمود. هزاره ها کلیه وجدانهای بیدارجامعه جهانی وسازمانهای مدافع حقوق بشررافرا میخواند، تا بصداهای درخون خفته مردم هزاره ،گوش فرا دهند وفریاد این مردم درد دیده رابه گوش جهانیان ومدافعان حقوق بشربرسانند که این مردم طی صد سال اخیربطورمشهود ومستند درمعرض نسل کشی مداوم قرارداشته و دارد.جامعه بشری باید درقبال نسل کشی مردم  هزاره مانند گدذشته بی تفاوت نبوده  ودچار غفلت مجدد تاریخی نشوند. جامعه جهانی  قتل عام هزاره ها باید بحیث نسل کشی قبول که دپیگری حقوقی وقضائی عاملین  ان خواست برحق و داد خواهانه خانواده های صدمه دیده هزاره است.
 
رویکردها  :کتاب هزاره های افغانستان سال   1379 ,شمسی  چاپ ایران – نویسنده سید عسکر موسوی  ومترجم اسدالله شفائی.
سایت آریائی زیرعنوان همدردی با طالبان یا بازخوانی یک جنایت؟ نویسنده :  فرشته حضرتی
سایت کابل پرس  زیرعنوان  سند وزارت خارجه امریکا در مورد همکاری و معامله با طالبان نويسنده: حکيم نعيم
سایت  مشعل زیرعنوان یا د وبودازنهمین سا لروز قتل عام دربامیا ن بوسیله ء طالبان نویسنده : صاحب این قلم.





منبع اين مطلب سرویس خبررسانی آریانانت
http://www.ariananet.com

لينك متن:
http://www.ariananet.com/modules.php?name=Artikel&file=index&op=view&sid=13700