هنوز نتیجه‌ی نهایی انتخابات ریاست جمهوری معلوم نیست و به صورت رسمی اعلام نشده، اما در این میان چند چیز روشن گردیده است:


    مطلب مرتبط

   
۱   عــدالت قربانیِ مصلـحت افشـای سنـد تا به کـی؟

۲   فـرجـامِ انتـخابات گزینه‌ها و پیـامدها

۳   متهم شدن محمد کریم خلیلی به مهندسی انتخابات از سوی دسته انتخاباتی عبدالله عبدالله

موضوعات مرتبط

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳

یک – 

انتخاب اول مردم افغانستان، تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله است. معنای این گرایش و گزینش انتخاباتی بسیاری از شهروندان افغانستان چیست؟ شخص عبدالله خوب است یا بد، دموکرات است یا قومگرا، هر چه هست، اما در صحنه‌ی انتخابات در موقعیتی ایستاده بود که نماینده‌ی جبهه‌ی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی «تغییر» به شمار می‌آمد؛ تغییر در مسیر تاریخ افغانستان، تغییر حاکمیت تک‌قومی و تغییر فرهنگ و سنت سیاسی کشور. چنان که اشرف غنی احمدزی و زلمی رسول، نماد تداوم سلطه‌ی تاریخی یک قوم، شناخته می‌شدند. بنابرین، رأی به داکتر عبدالله، در واقع رأی به تغییر‌طلبی در کشور است.

دو –

کمیسیون انتخابات و در واقع تیم حاکم با تقلب گسترده و عریان، انتخابات را به سود نامزد مورد حمایت خود (زلمی رسول) و به ضرر کاندید رقیب (داکتر عبدالله) مهندسی کرده است. این تقلب دو بعد دارد: یکی پر کردن صندوق‌ها به نفع نامزد خود و دیگری جلوگیری از پر شدن صندوق‌ها به نفع نامزد رقیب. در بخش اول تقلب، یعنی این که تیم حاکم چه مقدار صندوق‌ها را به نفع داکتر زلمی رسول پر کرده است، هنوز اطلاعات و اسناد دقیق جمع‌آوری و ارائه نشده است، اما در بخش دوم تقلب، یعنی جلوگیری از پر شدن صندوق‌ها به نفع داکتر عبدالله، مهندسی کمیسیون انتخابات چنان عریان و آشکار بود که دیگر برای هیچ کسی قابل انکار نیست. در سراسر مناطق هزاره‌جات، اکثر شهرهای شمال و نیز ساحه‌ی غرب کابل که حوزه‌های عمده‌ی رأی تیم اصلاحات و همگرایی هستند، برگه‌های رأی‌دهی کم فرستاده شده بود، در اکثر سایت‌ها چهار تا پنچ ساعت قبل از ختم زمان اخذ رأی، برگه‌های رأی‌گیری تمام شدند و هزاران نفر از طرفداران تیم اصلاحات و همگرایی از رأی دادن محروم گردیدند.

سه –

تبارشناسی آرای نامزدها ریاست جمهوری نشان می‌دهد که عامل اصلی و تعیین‌کننده در سمت‌دهی آرای مردم افغانستان، عنصر «قومیت» بوده است. به همین خاطر می‌بینیم که اکثر پشتون‌ها به داکتر اشرف غنی احمدزی و داکتر زلمی رسول، اکثر تاجیک‌ها به داکترعبدالله عبدالله، اکثر هزاره‌ها به اعتبار استاد محقق به داکتر عبدالله عبدالله و اکثر ازبیک‌ها به اعتبار جنرال دوستم به داکتر اشرف غنی احمدزی رأی داده‌اند.

چهار –

در این میان از هزاره‌ها سه چهره‌ی سیاسی به عنوان معاون رئیس جمهور با هم رقابت کردند: محمد محقق، سرور دانش و حبیبه سرابی. نتایج اولیه‌ی آرای مربوط به مناطق هزاره‌ها نشان می‌دهد که حدود هشتاد درصد این مردم به خاطر استاد محقق به داکتر عبدالله رأی داده‌اند و به سرور دانش و حبیبه سرابی «نه» گفته‌اند. اما متأسفانه برخی هواداران و حامیان استاد سرور دانش و داکتر حبیبه سرابی، به جای این که به رأی و اراده‌ی هزاره‌ها احترام بگذارند، خود را با خواسته‌ها و آرمان‌های مردم سازگار و هماهنگ کنند و به نقد و تصحیح افکار، مواضع و کارکردهای شان بپردازند، اکنون که روشن شده است در میان هزاره‌ها جایگاه و نفوذ و مقبولیت چندانی ندارند، زبان به طعن و توهین مردم خویش گشوده‌اند و انتخاب آنها را احساساتی و غیرعقلانی می‌خوانند. به راستی اگر اکثر هزاره‌ها به تیم‌های مورد حمایت شما رأی می‌دادند، باز هم نظر تان همین بود؟

محمد امین حلیمی
رسانه