طور مقدمه عرض شود که چون آقای ستار سعادت، رئیس کمیسیون شکایات انتخابات، در برنامۀ "تَودِی خبری" تلویزیون طلوع، همۀ اقوام غیرپشتون افغانستان را خارجی و وارد شده قلمداد کرد، وقوم شریف هزارۀ مان را نسل چنگیز یاد نموده است، لهذا بحیث هموطن افغان، ما نیز حق داریم بفهمیم که ستار سعادت از کجا وارد بغلان شده؟ زمین های نامحدودشانرا از کجا بدست آورده؟ و سوم اینکه چطور دراین موقع حساس تاریخ افغانستان، رئیس کمسیون شکایات انتخابات سال ۱۳۹۳ انتخاب شده است؟


    مطلب مرتبط

   
۱   عــدالت قربانیِ مصلـحت افشـای سنـد تا به کـی؟

۲   فـرجـامِ انتـخابات گزینه‌ها و پیـامدها

۳   متهم شدن محمد کریم خلیلی به مهندسی انتخابات از سوی دسته انتخاباتی عبدالله عبدالله

موضوعات مرتبط

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳

چون خودش حاضر به جواب نیست، در قریۀ شان رفته پرسان کردم. شنیدم که در زمان محمدگل مهمند بیست خانوار مردم بارۀ پشاور پاکستان، که اساساً کوچی اند، به نام "ناقلین" در اطراف "نهرجان غارق" مرکز بغلان جابجا شده اند. این نهرجان غارق قدامت چندین هزار ساله دارد، و در همین قریه مردم زندگی میکرده اند. حکومت وقت، مردم اصلی این قریه را از کشت و شالی کاری منع کرده و امر نموده تا لبلبو بکارند، بعداً مردم بیچارۀ این قریه را مجبور ساخت که از زمین های خویش استعفا بدهند، بعد که مردم از زمین های خود صرفنظر نموده اند، این زمینهای شالی کاری را به همین بیست خانوار توزیع نموده و مزیداً سه هزار جریب زمین للمی را نیز به این قوم داده است. بعد از غصب زمینها، مثل طالبان، براین قریۀ مظلوم ظلم، قتل، تجاوز و سرقت شبانه را شروع نموده اند، البته به تشویق محمدگل مهمند!

مردم این قریه علاوه بر این فشار، تحت فشار دیگر حکومت قرار گرفته در خدمت اجباری و شاقه و بیگاری حکومتی، سرک سازی و تعمیرات دولتی مأمور گردیدند. مردم مجبور شده به کوههای هزار قاق، تپه های کرکر و چِم قلعه و دهنۀ غوری و بای ثقال فرارنموده اند، که هنوزهم اولادهای شان در للم های بدون آب سرگردان اند. قریه با تمام خانه های مردمان اصلی و مسجد که هنوز درختهای دوصد ساله درآن موجود است، توسط این قوم اشغال و غصب و نام این قریه (باره زی) گذاشته شده است .
بعداً در زمان اسماعیل خان مایار، در برخورد با مردم بیچارۀ پشه ای کوهستان، این قوم با تعدادی زخمی شدند، زیرا مردم پشه ای که جز خانه، زمینی نداشتند، مورد ظلم قرارگرفتند از طرف باره زی ها که از خانه های تان کوچ کنید، زمین ها از ماست!

اسماعیل مایار بعد از این جنگ مغلوبه فیصلۀ عنعنوی جرگۀ راصادر کرده و سیزده دختر مردم پشه ای را بطور بد به باره زی ها داد، که هنوز هم اولادهای شان زنده اند .
بالاخره در زمان طالبان، ستار سعادت و قومش عسکر طالبان شدند و پیش از رسیدن طالبان بغلان را به آنان تسلیم و بیرق شان رابلند نمودند.

ستار سعادت عضو فعال افغان ملت و نطاق این حزب میباشد، که تعدادی از اقارب شان با کریم خرم رئیس دفتر کرزی در فرانسه هم کاسه وهم خانه شدند. به اساس همان آشنایی، دفعتاً این عضو افغان ملت، ارگ نشین و نفر خاص حلقۀ کرزی و افغان ملت، در کمسیون بررسی شکایات انتخابات بحیث رئیس نصب شد، که به نفع اشرف غنی احمدزی فعال است.

نتیجه اینکه هرکس اقوام افغانستان را توهین و تحقیر کرده است، بدون زحمت به پول، خانه، زمین و عزت در افغانستان رسیده، و صاحب چوکی های کلان دولتی شده است. چنان معلوم میشود که ستار سعادت، این نابغه از تاریخدان هایی چون بیهقی، هرودوت، هوانتسنگ سیاح چینی وابن خلدون عرب، بیشتر تاریخ و جغرافیای افغانستان را می داند!
من حیران هستم که آقای شفیع عیار در کدام خواب غفلت است که این نابغۀ چهارم را فراموش کرده، زیرا ستار سعادت کشف نموده است که ولسوالیهای چاه آب و درواز، هردو در تاجکستان میباشد! ضرور است تا شفیع عیار به معرفی این نابغۀ چهارمی نیز بپردازد.


خلیل الله نیک پی
پل خمری ـ بغلان
Facebook