انتخابات از ساز و کارهای اصلی یک نظام دموکراتیک می‌باشد که امروزه در اکثر کشورهای جهان، نظام‌ها، به وسیله آن مشروعیت پیدا می‌کند و هر رژیمی که با انتخابات بیشتر دموکراتیک روی کارآید از جایگاه معتبرتری در نظام بین الملل برخوردار می باشد.


    مطلب مرتبط

   
۱   عــدالت قربانیِ مصلـحت افشـای سنـد تا به کـی؟

۲   فـرجـامِ انتـخابات گزینه‌ها و پیـامدها

۳   متهم شدن محمد کریم خلیلی به مهندسی انتخابات از سوی دسته انتخاباتی عبدالله عبدالله

موضوعات مرتبط

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳

در کشورهای پیشرفته و مترقی که دموکراسی نهادینه شده است، بازیگران سیاست به تمام مراحل انتخابات، از مبارزات انتخاباتی گرفته تا برگزاری و نتایج آن ارج گذاشته و نهادهای مسئول نیز به آرای مردم احترام می کنند و تلاش به خرج می‌دهند که آن را با کمال امانت‌داری و به دور از هرگونه دستبردی به صاحبانش بسپارند.

انتخابات در حقیقت گسستی میان نظام‌های استبدادی، تک‌محور، غیردموکراتیک با نظام دموکراتیک و مردم سالارمی‌باشد. برگزاری انتخابات عادلانه سبب می‌شود که مردم در سرنوشت سیاسی خود مشارکت کرده و در تصمیم‌های کلان سهم بگیرند.

افغانستان کشوری است که از زمان ایجاد تاکنون به استثنای دوره‌های خاص و مقطعی در منازعه، کشمکش و بحران به سر برده است. یکی از دلایل اساسی این بحران‌ها چرخه دوامدار، وجود سیستم توزیع فرصت‌ها و منابع نابرابر و گزینشی است که منجر به ایجاد فاصله، گسست و واگرایی اجتماعی دوامدار در کشور شده است.

با توجه به ابزارهای مختلفی که برای توزیع برابر فرصت‌ها و منابع در راستای مدیریت بحران‌های اجتماعی، کاهش فاصله‌ها و واگرایی‌های اجتماعی در جوامع مختلف برای از بین بردن گسست‌های اجتماعی ایجاد شده اند، دموکراسی و انتخابات تاکنون از کارآمدترین ابزار شناخته شده است. براساس مطالعاتی که در زمینه پایداری و کارآمدی ابزارهای مختلف برای توزیع برابر فرصت‌ها و منابع کمیاب و جلوگیری از ایجاد گسست‌ها و واگرایی‌های اجتماعی صورت گرفته است، دموکراسی و نظامی که بر بنیاد انتخابات استوار باشد دارای بیشترین میزان پایداری، ثبات و کارآمدی است.

یکی از دلایل اساسی بحران‌های ممتد، استمرار بی عدالتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، وجود نظام‌های غیر قابل پیش بینی و غیر دموکراتیک برای اتخاذ تصامیم جمعی است که کارکرد آن انحصار قدرت در دست عده‌ای خاص و محروم ساختن اکثریت قریب به اتفاق سایر گروه‌های اجتماعی از داشتن حق تصمیم‌گیری‌های سیاسی و در نتیجه محروم‌ ماندن از فرصت‌ها و منابع در این حوزه‌ها است. این درحالی است که نظام مبتنی بر انتخابات و دموکراسی میکانیزم قابل پیش‌بینی‌ای را در اختیار ما قرار می‌دهد که به وسیله آن بتوانیم زمینه تصمیم‌گیری‌های سیاسی‌ای را فراهم بیاوریم تا چارچوبی برای مشارکت سیاسی تمام گروه‌های اجتماعی در روندهای تصمیم‌گیری ارائه گردد که به وسیله آن سیستمی ایجاد می گردد که بحران مدیریت می شود.

انتخابات سازکاری است که زمینه و شرایط امن برای رقابت تمام بازیگران را در صحنه بازی سیاسی فراهم می‌سازد. بسیاری از جوامعی که مدت‌های زیادی را در جنگ، خشونت، منازعه و کشمکش سپری کرده اند، دموکراسی و نظام مبتنی بر انتخابات را راهی برای برون رفت از آن برگزیده اند.

تجربه کشورهایی مانند السلوادور و تیمور شرقی نمونه‌های بارز و موفق کارکرد نظام دموکراسی برای مهار گسست‌ها و واگرایی‌های اجتماعی و فراهم ساختن بستر دموکراتیک برای تصمیم‌های کلان سیاسی است که همه اعضای جامعه خودرا در آن سهیم و در برابر آن خودرا مسئول می‌دانند. در این کشورها نخبگان سیاسی با مدیریت خوب توانستند کشورهای شان  را از بحران نجات داده و همگرایی اجتماعی مناسبی را میان شهروندان آن ایجاد کنند.

افغانستان با توجه به وضعیت شکننده و گسست‌‌های اجتماعی دیرپایی که نخبگان در ایجاد آن نقش برازنده‌ای داشته اند، با آنکه سومین دور انتخابات ریاست جمهوری را با موفقیت پشت‌سرگذاشته و در حال گذار به دموکراسی است، اما اگر مدیریت درست و دقیق صورت نگیرد، هنوز زمینه‌های بحران وجود داشته و همگرایی که با انتخابات به خصوص انتخابات شانزدهم حمل ۱۳۹۳ به وجود آمده ممکن است به واگرایی تبدیل گردیده و وضعیت را شکننده‌تر از پیش بسازد. زیرا مردم به این دلیل در انتخابات به طور گسترده شرکت کردند که به مدد انتخابات یک نظام دموکراتیک و مردم سالار تشکیل دهند تا بتوانند به نابرابری‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و کشمکش‌ها و منازعات دوامدار که برایند نهادها و ساختارهای غیر دموکراتیک و استبدادی در جامعه است پایان دهند.

باتوجه به ویژگی‌های ساختاری و نهادی جامعه، سطح اعتماد اجتماعی بسیار پایین و شکننده است و احساسات زبانی، قومی، سمتی و نژادی هنوز قوی است و احزاب نامنسجم و برپایه قومی استوار می‌باشند، نتایج انتخابات باید به وسیله کمیسیون مستقل انتخابات با دقت بیشتر بررسی گردیده و به دور از هرگونه تقلب اعلام گردد. زیرا اعلام نتایج انتخابات با توجه به روحیه منافع ملی محور و به طور واقعی در افغانستانی که در مراحل اولیه پسا بحران قراردارد، می تواند زمینه همگرایی اجتماعی ایجاد کرده و با کاهش گسست‌های اجتماعی کشور را از حالت گذار از بحران و دموکراسی به سوی  تحکیم دموکراسی سوق داده و آینده روشنی را ترسیم کند. اما اگر نهادهای مسئول در نتایج انتخابات دست‌کاری کنند و حق به حق‌دار سپرده نشود و نخبگان سیاسی نیز وضعیت را به خوبی مدیریت ننمایند، با توجه به زمینه‌های اجتماعی بحران، این احتمال وجود دارد که همگرایی به وجود آمده به وسیله انتخابات شانزدهم حمل ۱۳۹۳ راه به سوی واگرایی طی نماید. با توجه به همین موضوع شایسته است که نخبگان سیاسی و نهادهای مسئول انتخابات هشیارانه گام بردارند تا همبستگی‌ مردمی آسیب نبیند.




 یحیی نبوی
rasaana.com