یک روز بعد از امروز، هشت ثور، سالروز پیروزی مجاهدین در افغانستان است. و یک روز قبل از آن‌هم؛ یعنی امروز، سالروز کودتای کمونیستی در کشور است. از هفت ثور، به عنوان یک روزِ سیاه در تاریخ کشور یاد می‌شود، اما هشت ثور به‌رغمِ همۀ تلخی‌های پس از آن، یک روز افتخارآمیز برای همۀ ما شمرده می‌شود. در سال‌های نخستِ حکومت‌داری آقای کرزی، از این روز به گونۀ شایان تجلیل ‌می‌شد، اما رفته‌رفته این تجلیل از رونق افتاد و در پشت دیوارهای ارگ محصور شد. با این حساب، پیش‌بینی می‌شود که تجلیل از هشتم ثور، با توجه وضعیت حساسِ انتخاباتی‌یی که در آن قرار داریم، پُرشور وپُرشکوه نخواهد بود.

منتقدان می‌گویند که حکومت ظاهراً به‌دلایل امنیتی، حاضر به برگزاری این جشن نیست، به‌ویژه پس از آن‌که طالبان به مراسمِ گرامی‌داشت از هشتم ثور در سال ۱۳۸۷، حمله کردند. ظاهراً ترس از تکرار چنین حمله‌یی، حکومت را وادار کرده تا جشنِ هشت ثور را خاموشانه در ارگ برگزار کند. اما واقعیت این است که ارگ به‌دلایل سیاسی به برگزاریِ جشن ۸ ثور به عنوان یکی از روزهای ملی، رغبت و علاقه‌یی نشان نمی‌دهد. اما در این میان، مرم خود باید روز‌های ملی‌یی همانند ۸ ثور را گرامی بدارند. زیرا این روز، نماد تجلیِ آرمان‌های جهاد مردم افغانستان است و آن‌ها نباید اجازه دهند که چنین روزی به فراموشی سپرده شود. ولی متأسفانه به‌وضوح می‌بینیم که مردمِ افغانستان تاهنوز به آن درجه از توانایی و درک نرسیده‌اند که بتوانند به‌گونۀ خودجوش، تجلیل از روزهای ملی و میهنی را سامان دهند.
هشت ثور، روز پیروزی مجاهدین و تشکیل دولتِ اسلامی و تحققِ ارادۀ مردمِ افغانستان است. اما داوری‌های سطحی دربارۀ این روز باعث شده که بسیاری‌ها به‌دلیلِ حوادثِ تلخ و ویران‌باری که پس از این روز رخ داده، ۸ ثور را یک برگِ تاریکِ دیگر در تاریخِ کشور به‌شمار آورند. اما گذشتِ زمان و تحلیلِ حوادث، به‌تدریج حقیقتِ هشت ثور را نمایان ساخته و غبارِ کژاندیشی‌ها را از چهرۀ این روز تاریخی زدوده است.

۸ ثور، روز پیروزی جهاد برحقِ مردمِ افغانستان، و حوادث تلخِ پس از آن نیز نتیجۀ دسیسه‌های کلانِ بیرونی و بین‌المللی علیهِ این روز بود که بر ملتِ ما تحمیل شد. نباید ۱۴ سال جهاد و جان‌فشانیِ مردم را به‌خاطر جنگ‌هایی که بر مجاهدین تحمیل گشت، یک‌سره مردود بشماریم.
مسلماً انقلاب‌ها در سرتاسر جهان، با ناآرامی‌ها و آشفته‌گی‌های بسیار همراه بوده و نمونه‌های بارزِ آن حتا در تاریخِ کشورهای اروپایی نیز مشاهده شده است. اما جدای از این مسأله، پیروزی مجاهدانِ افغانستان و تشکیل دولت اسلامی، از آن‌جا که خلافِ تعاملاتِ قدرت‌های منطقه‌یی و بین‌المللی بود، جهان را برای بر زمین زدنِ دولت نوپایِ مجاهدان به‌نحوی متحد کرد و اوضاع به گونه‌یی رغم خورد که اگر در آن زمان دولتِ مجاهدین در برابر این دسیسه‌ها ایستاده‌گی نمی‌کرد، افغانستان به پاکستان سپرده می‌شد تا شاید شامل کنفدراسیونِ آن کشور شود. بدون شک جلوگیری از چنین مصیبت بزرگی، نمی‌توانست بدون ویرانی و قربانی باشد؛ ویرانی و قربانی‌یی که از چهار طرف بر دولتِ اسلامی افغانستان تحمیل شد.

اما در کنار قبول حوادث ویران‌بارِ آن زمان، یک نکته نیز باید یادآوری شود که بسیاری از نهادهای خارجی و داخلی، در مورد رویدادهای پس از ۸ ثور، گزارش‌ها و تحلیل‌های نادرست ارایه کرده‌اند. به گونۀ نمونه، بسیار گفته‌ شده که پس از پیروزی مجاهدان در افغانستان، شصت‌هزار کابلی در جنگ‌‌های تنظیمی کشته شده‌اند. حال آن‌که برخی از نهادها و اشخاصِ دیگر که در آن‌زمان در کابل حضور داشته‌اند و وضعیت را از نزدیک دیده‌اند، می‌گویند که رقمِ کشته شده‌ها در آن جنگ‌ها به هفت‌هزار نفر هم نمی‌رسد.

مسلماً کشته شدنِ حتا یک نفر بی‌گناه هم، دردناک است و باید از آن به عنوان مصیبت یاد کرد؛ اما این یادآوری برای این است که بدانیم همان‌هایی که روزهای تلخِ پس از هشت ثور را بر مردمِ ما تحمیل کردند، در گزارش و تحلیلِ حوادثِ آن روزها نیز سیاه‌کاری می‌کنند.

به هر صورت، ۸ ثور همانند دیگر انقلاب‌ها و تحولات، پیامدهای مثبت و منفیِ زیادی داشته است. این‌که برخی از سرانِ جهادی و فرماندهانِ تنظیم‌ها در خدمت استخباراتِ بیرونی قرار گرفتند و جنگ و شورش به‌راه انداختند و یا هم این‌که از دولت اسلامی برخی اشتباه‌ها سر زد، نباید قوۀ تمییز ما را فلج سازد، به‌نحوی که در قضاوت‌های‌مان همه را به یک چوب برانیم و بر سال‌ها جان‌فشانی و مجاهدت‌مان، یک‌سره خط بطلان بکشیم.
هشت ثور، روز پیروزیِ جهاد مردم افغانستان و شکستِ کاملِ کمونیسمِ جهانی‌ست. این روز با اهدای جان‌های بی‌شمارِ فرزندانِ راستینِ این آب‌وخاک به‌دست آمده؛ پس باید این روز را گرامی‌ داشت و از آرمان‌های شهدا پاسداری کرد.