بعد ازختم جنگ های اول و دوم جهانی که سیطره ی ابر قدرت استعماری انگلیس ضعیف گردیدو به عوض ان ، ایالات متحده  ی امریکا خود را اولین دولت قدرتمند جهان اعلام نمود .از انجائیکه یکی از رویکرد جنگهای اول و دوم جهانی ،تقسیم جهان  وازبه کارگیری ونمایش سلاحهای مدهش هستوی  بود که با قربانی 50 میلیون انسان روی زمین تمام شد. در صورتیکه ،جهانی سازی "اقتصادبازارازاد"و ارزشهای دانش فناوری در جهان ، از یک طرف موجب رشد اقتصادی واجتماعی درجهان واز جانب دیگر باعث نابودی سرمایه های داخلی کشورها به اثر عدم پایداری رقابت در مقابل کشور های بزرگ سرمایه داری گردیده است.

چنانکه کارل مارکس گفته بود:"کشورهای امپریالیستی هدف شان تنها جهانی سازی "بازار ازاد" برای کسب سود سرمایه و تسلط انها در جهان میباشد." امریکا از لحاظ نظامی و اقتصادی  منحیث ژاندارم بین المللی سعی کردتا برای خفظ هژمونی خود از هرنوع امکانات اقتصادی ونظامی برای بدست اوردن مقاصدش کشورهای عقب مانده را باکمکهای پولی تحت فرمان خویش در اورده وسپس ازانها بمثابه  ابزار، علیه سایر قدرتهای جدید جهانی،استفاده کند.  همزمان با فروپاشی بلوک شرق و اتحاد شوروی درپایان سال 1991م، امریکا،خواست  حاکمیت تک قطبی خودرا در دنیا  اعمال و تحکیم نماید زیرا امریکا و غرب  به این تصورافتادند، که فروپاشی رقیب به معنی قدرت و صلابت بلوک غرب است. آنها شروع به برنامه‌ریزی‌های راهبردی برای سیطره بر جهان و از جمله در مورد سرزمین‌های جدا شده از اتحاد شوروی سابق شدند.

 فدراسیون روسیه ، نیزنگرش به غرب را در پیش گرفت ، چون، مشکلات شدید اقتصادی و صنعتی داشت و خود را به شدت نیازمند همکاری فناوری غرب احساس می‌نمود و بنابراین حاضر بود در قبال برخی همکاری‌های غرب ، در مقابل خواسته های غرب کوتاه بیاید. روسیه به تدریج از منازعات ایدئولوژیک خود با غرب کاست و از حالت یک”دشمن” تبدیل به یک “رقیب” و حتی گاهی یک “شریک” شد مناسبات خود را در حوزه های مختلف اقتصادی و سیاسی و حتی نظامی با آمریکا و اروپا گسترش داد.

با سقوط بلوک شرق ، کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی با انواعی از مشکلات سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کردند. غربی ها در صدد برآمدند تا خلاء قدرت ایجاد شده در کشورهای تازه تأسیس را پور کنند. دیری نگذشت که توسعه ناتو بجانب شرق اروپا با شامل ساختن سه کشور بالتیک،استونی، لتوانی و لتوا، در پیمان ناتو،  اغاز گردید اماپلان نصب سیستم راکت ها ی دفاعی  از جانب ناتو در پولند و چک که روسیه انرا تهدید جدی برای امنیت ملی خویش می دانست ،موقتا معطل قرار داده شده است. در عین زمان غرب سعی نمود تا جلوی رشد دوقدرت اقتصادی جدیدمانند روسیه وچین رادر منطقه ارواسیا بگیرد ومنابع کشورهای دور پیش انها رادر اشغال ومحاصره خودقرار دهد.

 بعد از انکه حمله به برجهای دو قلو , سازمان تجارت جهانی , در آمریکا اتفاق افتاد امریکا با تزویر,دادن رشوه و برخی کمک‌ها به روسها از جمله وعده آوردن آن به ناتو، آن را راضی کردند، تا اجازه دهند پایگاههای هوایی در کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی در آسیای مرکزی و قفقاز از جمله در ازبکستان ایجاد کنند.اما گذشت زمان به نفع غرب نبود. علیرغم تلاش‌های بی‌شمار، غرب  از براه انداختن انقلاب‌های رنگی در گرجستان سال (2003)، دراوکراین سال (2004) و درقرقیزستان سال  (2005) و جنگهای افغانستان و عراق، به یکباره با کابوس ظهور قدرتهای بزرگ جدید، یعنی ، فدراسیون روسیه و چین و بحرانهای بزرگ فکری، اقتصادی و سیاسی در کشورهای خود مواجه شدند.

اکنون غرب در شرایط بحران جهانی اقتصادی قرار داشته ،  است و بدین لحاظ رقابت میان  کشور های  سرمایه داری  ، برای تامین منافع منطقوی واقتصادی وامنیتی  شان تشدید شده وجنگ سرد" جدیدمیان روسیه وغرب در مورد بحران اوکراین روبه بوخامت گرائیده وهر کدام خودرا دراین امر حق به جانب دانسته ویکدیگر را متهم به مداخله در اوکراین مینمایند.  تلاش‌ها و توطئه‌های غرب در اوکراین  از ان منشا میگیرد که آنها تصور میکنند که مساله اوکراین برای روسیه اهمیت عمده داشته که ، با ایجاد مشکل از طرف غرب ، روسیه حاضر خواهند شد تا در قبال بدست آوردن مجدد اوکراین، در قضایای منطقه یعنی مساله سوریه و مساله هسته‌ای ایران کوتاه بیایند .

 در حالیکه دربحران اوکراین از دست دادن ابتکار عمل توسط غرب بوده و هر چه جلوتر می رودغرب بیشتر در گودال این بحران خود ساخته فرو می‌رود. دولتهای غربی درخواستهای مردمی در شرق و جنوب اوکراین برای استقلال یا انضمام به روسیه از جمله انضمام شبه جزیره کریمه- با 27000  کیلومتر مربع وسعت و4/2 میلیون نفر جمعیت به روسیه را تاهنوز نپذیرفته است  درحالیکه روسیه  ، آنرا عملی شبیه به جدایی ایالت کوزوو از آلبانی توسط غربی ها خوانده است. گذشت زمان، مسیر تحولات اوکراین  را به سوی خواسته ی غرب پیش نمی برد و در شرایطی که آنها خواستار آن نیستند؛ که آنان را درگیر یک بحران بزرگ جهانی و ، جنگ سرد جدید با روسیه کند. در صورتیکه  بحران اوکراین برای دولت روسیه به عنوان وارث یک امپراتوری و قدرت بزرگ سنتی، چیزی بیش از منافع اقتصادی اهمیت دارد.
درحالیکه یوگوسلاوی درسال  1999بدون  صدورمصوبه شورای امنیت ، مورد حمله ناتو قرار گرفت و درقرن بیستم جهان شاهد حملات سنگین ناتو در، بلگراد ،برای مدت چند هفته بود و  بعدا این کشور توسط ناتو به پارچه ها ی کوچک ،از جمله کوسو بدون توافق دولت صربستان تقسیم شدند. در اکرایین، نیز ناتو  تحت رهبری سی ای ای دقیقا کودتای سازماندهی شده توسط ملیشای مسلح تجهیز شده را براه اند اخت که برعلیه صلح و ثبات اکرین، روسیه و حتی اروپا است. ایالات متحده ی امریکا  دولت افراطی نشنلیستی اکراین را مورد حمایت اشکار و پنهان قرار داد و بجای دموکراسی از ها یپوکراسی دفاع نمود.
امریکا که بیشتر از کشور های اروپایی علاقمند محاصره و تجرید روسیه است، در مورد اکراین موقف شدیدی را ، اتخاذ نمود ،ولی  روسیه در مقابل غرب ایستاد، مقاومت کرد و نه تنها تسلیم تهدیدهای غرب نشد بلکه به موازات تشدید تهدیدهای غرب اقدامات و مداخلات خود را در اوکراین بیشتر کرد.اکنون ایالات متحده تلاش دارد تا روسیه را از لحاظ سیاسی، اقتصادی درانزوا نگه داردو باصطلاح پالیسی روسیه ستیزی را تشویق نماید، محاصره اقتصادی روسیه واحيای سياست پرده آهنين ازجانب آمریکا  در مقابل روسیه  در حقیقت احیای نظام اقتصادی  است که در سال 1949 از طرف کشورهای غربی بنام  پرده های آهنین در مقابل تأمین فن آوری ها به اتحاد جماهیر شوروی و دیگر کشورها ایجاد گردیده بود.

باوجود عقد نوافقنامه ی ژینو میان غرب وروسیه در باره حل بحران اوکراین  ولی متاسفانه  اوضاع  در شرق اوکراین روبه وخامت بیشتر رفته ودر صورتیکه عملیات نظامی ارتش اکراین و حملات گروهای افراط گرا راست  جهت اخراج گروپ های مسلح که نهاد های دولتی را در شرق اکراین اشغال نموده اند ادامه پیدا نماید تلاش‌ها برای حل بحران را بی‌ثمرخواهد ساخت. اگر  جنگ در شرق اوکراین به درازا بکشد وتلفات روسی تباران شرق اکراین بیشترو دامنه تشنج وسیعتر گردد، امکان  زمینه مداخله ی مستقیم نظامی روسیه را مساعدخواهد نمود.

حرکت  اخیرنظامیان اوکرائینی و گروه های راسگرا ی افراطی  نژاد پرست در برابر روس تباران اوکراین شرقی ازمسیر دریاچه خون عبورمینماید ودر حالیکه مقامات اوکراین به آتش کشیدن مردم را در اودسا را بنام حفاظت از ساختمان دولتی توجیه  و شبیخون افراطیون به مردم را » تظاهرات مسالمت آمیز » میخواند.ومردم که درآتش سوزی ساختمان اصناف جان خود را از دست داده بودند «اعضای گروههای کژرو نامیده ودر صورتیکه یک روز قبل  افراط گرایان راست افراطی  دهها نفر از کسانی که خواستار فدرال کردن اوکرائین بودندرا در خانه اصناف در «اودسا» محاصره کرده و با پرتاب بطری های مولوتف ساختمان را آتش زدند و در نتیجه در اودسا جمعا 46 تن از مردم کشته شدند.قرار معلوم زد و خورد های اودسا نشان داد که در اوکرائین نیروهائی دست اندرکارند که نه حرف مسکو را گوش می کنند و نه حرف کی یف را. مهمترین امر این است که راه گفتگوی ملی ا گشوده شود واز ادامه خونریزی جلوگیری وتروریست های سکتور راست که در اودسا حمام خون برپا ساختند، خلع سلاح شوند. ادامه دارد..