جهان محل تكرار امور بوده ومعمولاتاريخ تكرارميگردد. "افغانستان بعد از هر غسل خون همان جامه خونين را بر تن نموده"وميگويند "بزرگترين درس كه از تاريخ ميگيريم اينستكه كسى از تاريخ درس نمى آموزد." براى آنكه از اين آفت درامان باشيم بايستى آگاهى مؤمنانه كسب كنيم زيرا پيامبر بزرگوار اسلام ميفرمايند:"مؤمن به هر چيز بديده عبرت نگاه ميكند." به اختصار درسهاى چنداز كودتاى ٧ ثور را تقديم حضور خوانندگان نموده وخواهشمنديم تحت همين عنوان وعناوين مكتوب ديگر، ديدگاه خود را لطف فرمايند تا نواقص كاهش و روشنگرى افزايش يابد.

 ١-وقت دستگاه آموزشى جامعه واولياى خانواده فرزندان شان رامومن ومتعهد بارنياورند،طبيعى استكه بيگانگان ذهن وضمير آنان را تسخيرنموده ومثل يك كشوربى در و پيكر اشغال خواهند شد. اين افرادى در ابتداخالى ذهن،ولو حسن نيت نيز داشته باشند؛در نهايت با عقده خودكم بينى كه دارندجاده صاف كن استعمار خواهندشد.

 ٢-دست اندر كاران سياسى بايد خودشان نيز تلاش فردى به خرج داده و نسبت به دين،فرهنگ،تاريخ و... جامعه خويش ودنياى ماحول آگاهى عميق و گسترده حاصل نموده وتقليد كور كورانه را كنار بگذارند. در غير آن همچون ماركسيستها سرشان به سنگ خواهد خوردوهدف نيز وسيله (تجاوزعريان شوروى...)رانتوانست توجيه كند.البته كه ادعاى داشتن دين كامل (اسلام)بعنوان جهان بينى وخط مشى سياسى نيزكافى نيست بلكه بايد آنرا درست شناخت ودقيق عمل نمود(حسن فاعل و حسن فعل).مطابق تعليمات دينى،ارزش اعمال بستگى به نيت، نحوه عمل كرد،استمرار در جهت بهترشدن معنوى ومعرفتى(جهاد با نفس وجهادفرهنگى) وفاسد نساختن دست آوردهاى نيك ودستيابى به نتيجه مناسب دارد.در اسلام هدف وسيله را توجيه ننموده و حق با زور نيست.

٣-توسل به كودتا وخشونت باعث كودتا و خشونت خواهد شد. آنانيكه با كودتا قدرت را قبضه نمايند،با كودتاقدرت ازچنگال شان ربوده خواهد شد.بجاى استبداد بايد به استدلال روآورد. بجاى اشغال قلعه ها وشهرها بايد تسخير قلب ها وشعور هارا مد نظر قرار داد.

٤-موضوعات خطير وسرنوشت ساز مثل داعيه پشتونستان را بايد در سطح ملى به بحث ومشوره كشاندنه اينكه نظر يك فرد يا يك جريان لحاظ گردد.

٥-نسخه هاى افراطى وشتابزده از جمهوريت،سوسياليزم،اسلام و دموكراسى پيچاندن ،اوضاع را پيچيده تر وآشفته ترخواهد ساخت. "عجله از شيطان و تأنى از رحمان است."از شعار بايد كاست و به محتويات بايد افزود. بطور مثال اگر جهوريت؛آزادى هاى نسبى مطبوعات، سيستم پارلمانى و چند حزبى را تبديل به تكروى،ايجاد حزب از بالا، زعامت مادام العمرى وانحصار طلبى كند نقض غرض خواهد شد.ايجاد حزب از طريق دستگاه حاكمه معمولا شكل مضحك ومبتذل دارد. وقت از شاه ايران پرسيدند كه ايديالوژى حزب كه تأسيس كرده ايد چيست گفت:"ايديالوژى آنرا بعدا انتخاب ميكنيم."!!

٦-تقسيم بندى وتعصب زبانى وقومى گروها ،نمودار غلبه فرهنگ و سنت قبيلوى بر عقيده بوده است.تاكيدعملى برتعصب قومى وقبيلوى، يعنى فاقد انديشه وروش متعالى بودن براى همبستگى اجتماعى.آنانيكه به اعمال تبعيض پرداخته وبد قوم خودرا نسبت به خوب قوم ديگر ترجيح دادند، توسط همانها پايمال شدند وديگران نيز له خواهند شد.

٧-نزديكان رؤسا و زمامداران، بايد از تملق، بلى قربان گويى و عدم نقد و ارزيابى جناب رييس بپرهيزند. مستبدان را اطرافيان شان ديكتاتور ميسازند. براى كسانيكه بدنبال قدرت اند نبايد زمينه چينى بقدرت رساندن شانرا مساعد ساخت و الى اطرافيان نيز ضربه مهلك خواهند خورد. انجنير احسان واصل از رفقاى نزديك داكتر نجيب گفته بود:"هم خود را تباه كرديم وهم ملت را."

٨-رياست طلبى و مقام پرستى يعنى خودكشى. شكوه تاج سلطانى كه بيم جان دراودرج است-كلاه دلكش است اما به ترك سر نمى ارزد. مطابق رهنمودهاى اسلام كه متأسفانه كم به آن عمل شده است "رياست بايد بدنبال افراد بيايد نه اينكه افراد بدنبال رياست خود را به آب و آتش بزنند." تشنگان قدرت ورياست و نزديكان شان به جاى شعار "ياارگ يامرگ" اگر به اين رهنمودهاى حضرت على (ع) كه اقتضاى عقل نيز است توجه ميكردند اين قدر آسيب پذيرنمیشدند:" رياست اگر دايمى ميبود به تو نميرسيد - پيرو باش نه رهبر - به كسيكه بدنبال قدرت است قدرت ندهيد- اين همه تلاش وتقلا  براى قدرت واين همه پشيمانى در سر انجام آن..." خوشبخت ترين انسانها كسانى اند كه از تجارب ديگران درس مى آموزند.براى رهايى از حلقه شوم تكرار تلخى ها،بايد اين آموزه ها را تأكيد كرد.

٩-درست است كه در بدبختى يك جامعه،بيشترين مسؤليت وقصورراامرا و علما دارنداما به تصريح قران كريم "خداوند وضعيت قوم را تغيير نميدهد مگر اينكه (آن قوم) در خود تغيير بياورند."اكثريت خاموش و بيطرف، با همه اهميت كه دارد مسؤليت نيز دارد. "چشم كه ندارد نظرى حلقه ى دام است". بخش مهم از اين اكثريت به هر سازرقصيده و عضو حزب باداند. بخش بيشتربيطرف ها به علت تماشاچى محض بودن،آسيبهاى متعدد ديگر ديده و بقول سازمان صحى جها نى ، در جنگها بيشترين آسيب راغير نظاميان وافراد غير فعال مي بينند.

 براى پيراسته شدن از "جامه خونين "و آراسته شدن به "جامه نوين و جامعه برين"؛ بايد بازيگر صحنه بود ونه تماشاگر آن.


 احمد زكى حسينى