حمله به کاروان پیکارهای انتخاباتیِ رهبر تیمِ اصلاحات و همگرایی، با موجی از واکنش‌ها در کشور روبه‌رو شده است. شهروندانِ افغانستان که خواهانِ تغییر و اصلاحات در زنده‌گی سیاسیِ خود استند، این حمله را برنامه‌یی برای حذفِ این تیم از صحنۀ انتخاباتِ کشور می‌دانند.

سوءقصد به جان داکتر عبدالله عبدالله نشان داد که این تیم به همان اندازه که از محبوبیتِ گستردۀ مردمی برخوردار است، دشمنانِ قسم‌خورده‌یی نیز دارد. بدون شک آنانی در افغانستان آماجِ حملات انتحاری و انفجاری قرار می‌گیرند که از پایگاه‌های مردمیِ نیرومند برخوردار باشند. دشمنان با رویکرد حذفِ چهره‌های ملی، تلاش دارند که افغانستان را از رسیدن به ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باز دارند و کشور را هم‌چنان در فقدان مدیریتِ سیاسیِ آگاه و برخاسته از میانِ مردم قرار دهند.

هرچند تا هنوز هیچ گروهی مسوولیتِ حمله به کاروان پیکارهای انتخاباتیِ تیم اصلاحات و همگرایی را به عهده نگرفته، ولی با توجه به گذشتۀ رهبران این تیم، یافتن رد پای عاملانِ این حادثه زیاد دشوار نمی‌نماید. آنانی که در سیزده سال گذشته، شخصیت‌های محوری جهاد و مقاومتِ کشور را همواره هدف قرار داده‌اند، در این حادثه نیز می‌توانند دست داشته باشند.

اما حادثۀ کوته‌سنگی کابل، ابعاد پیچیده‌ترِ برنامۀ حذفِ رهبرانِ مردمی را نیز به نمایش می‌گذارد. تیم اصلاحات و همگرایی از آغاز پیکارهای انتخاباتیِ سال ۱۳۹۳، با موجی از حملات به دفترهای انتخاباتیِ خود در ولایات مختلفِ کشور روبه‌رو بوده است. از هرات در غربِ کشور گرفته تا سرپل، فاریاب و برخی نقاط دیگر، حمله به دفترها و کارمندانِ ستادهای انتخاباتی، تیم اصلاحات و همگرایی را در وضعیتِ دشواری قرار داده است. از یک‌سو تیم اصلاحات و همگرایی با توجه به حمایت گستردۀ مردمی، نیاز دارد که در میان مردم باشد، ولی از جانب دیگر تلاش‌ها برای حذف چهره‌های اصلیِ این تیم می‌تواند همواره آن را به احتیاط و برداشتنِ قدم‌های سنجیده وادارد.

بحث تنها بر سر حذفِ چهره‌های اصلیِ این تیم نیست؛ بل در چنین حادثه‌هایی، غیرنظامیان و افراد عادی نیز قربانی می‌شوند و این مورد برای رهبران تیمِ اصلاحات و همگرایی، از اهمیتِ زیادی برخوردار است. تیم اصلاحات و همگرایی، خود را بخشی از مردم تعریف می‌کند و این رابطه بدون شک برای این تیم الزام‌هایی را به وجود آورده است.
تیم اصلاحات و همگرایی که متعهد به پاسداری از جان و مالِ مردم افغانستان است، چه‌گونه می‌تواند شاهد به خاک‌وخون کشیده شدنِ افراد بی‌گناه در مراسم پیکارهای انتخاباتیِ خود باشد؟… خشونت‌طلبان با تشخیص این وضعیت می‌خواهند تیم اصلاحات و همگرایی را در موقفِ دشوار قرار دهند. از یک‌سو اهمیت پیکارهای انتخاباتی برای تیم اصلاحات و همگرایی مطرح است و از سوی دیگر، باید نگران جان شهروندانِ کشور بود.

وقتی از رسانه‌ها، تصویرهایی از حادثۀ کوته‌سنگی کابل را دیدم، واقعاً دردی را که رهبر تیم اصلاحات و همگرایی می‌توانست تحمل کند، در آن لحظه حس کردم. تصاویر چنان دردناک بودند که تنها می‌توانستند عمق فاجعه‌یی را نشان دهند که خشونت‌طلبان رقم زده‌اند. مردان فقیری که در اطراف محل همایش دست‌فروشی می‌کردند، طعمۀ این حملۀ ناجوان‌مردانه شده بودند؛ مردانی که نان‌آورِ خانواده‌های‌شان بودند و تمام هم‌وغم زنده‌گی‌شان، یافتن نانی حلال از راه دست‌فروشی بوده است؛ همان‌هایی که چشم امیدشان را به تیم اصلاحات و همگرایی بسته بودند و انتظار روزهای خوش و بدون دود و باروت را می‌کشیدند.

این وضعیت بدون شک برای تیم اصلاحات و همگرایی، بسیار زجردهنده است. اما پیام رهبر اصلاحات و همگرایی که لحظاتی پس از حادثه خطاب به مردم افغانستان ابراز شد، بارقه‌های تازۀ امید به آینده را یک بارِ دیگر در دل‌های مردم زنده کرد. داکتر عبدالله به دنبال حادثۀ کوته‌سنگی کابل، طی یک سخنرانی گفت که پاسخ به خشونت‌طلبان، رفتن به پای صندوق‌های رای است. این سخن بدون تردید، عامل پیام مهمی برای شهروندانِ کشور بود. عامل این پیام که بدون رفتن به پای صندوق‌های رای و شرکت در انتخابات، نباید انتظار تغییر را در زنده‌گیِ خود داشته باشیم. یگانه راه مبارزه با وضعیت اسفناک فعلی، رفتن به سمت انتخابات و گزینش زعامت ملیِ آیندۀ کشور است؛ زعامتی که متعهد به برقراریِ صلح و امنیت در کشور است و می‌تواند با تدبیر و خردورزی از پس مشکلاتِ جامعۀ بحران زده بیرون شود.
اما گذشتن از کنار حادثۀ کوته‌سنگی نباید در دستورِ کار قرار بگیرد. این حادثه نیاز به موشکافی و بررسی‌های کارشناسانه دارد و باید عاملانِ آن مشخص شوند. تنها با کلی‌گویی و گرفتن نشانی‌های همیشه‌گی، نمی‌توان در برابر قربانیانِ حادثه ادای دین کرد. دوستی به شوخی می‌گفت «طالبانی که از وقوعِ هر حادثه در افغانستان ذوق‌زده می‌شوند و حتا نزدیک بود مسوولیتِ حادثۀ رانش زمین در بدخشان را به عهده بگیرند، چرا این‌بار در مورد حمله به کاروان تیم اصلاحات و همگرایی خاموشی اختیار کرده‌اند؟»

این پرسش بدون شک یک پرسشِ اساسی در این مورد می‌تواند باشد، ولی ما را بی‌نیاز از طرحِ پرسش‌های دیگر نمی‌کند. هرچند هنوز زود است که پای گروه و افراد خاصی را در این حادثه دخیل بدانیم، ولی فضای موجود در افغانستان می‌تواند پای هر گروهی را به میان بکشد. وقتی فضا، فضای تهدید و چنگ و دندان نشان دادن باشد، هیچ کسی از دایرۀ اتهام بیرون نخواهد ماند. بسیار منطقی است که نهادهای امنیتیِ کشور در زودترین زمان، یافته‌های خود را در مورد قضیۀ حمله به کاروان تیم اصلاحات و همگرایی در اختیار مردم قرار دهند. از جانب دیگر، خشونت‌طلبان باید بدانند که داکتر عبدالله تنها یک نفر نیست؛ او حالا به تفکرِ جمعی و راهی تبدیل شده که رو به سمتِ اصلاحات و همگرایی دارد.