خوابگاه دانشگاه کابل بازهم شاهد برخورد دانشجویان بود. آیا این فقط یک برخورد عادی در میان دانشجویان بود یا مسأله ی برخورد دانشجویان در خوابگاه دانشگاه کابل، حقایقی را فراتر از ظاهر این حادثه به نمایش می گذارد؟

این سوالیست که شاید پاسخ آن زمان زیادی نیاز داشته باشد تا آشکار شود. اما در یک دید کلی می شود گفت که با توجه به ظاهر نگری در هر امری در کشور های جهان سوم که افغانستان نیز جزء آنها است، دشوار است حقایق اصلی و محوری پشت وقایع را دید، فهمید و حتی برملا کرد.

جامعه ی افغانستان یک جامعه ی است با ارزش های مختلف و هنجار های متنوع. اقوام مختلف و باور های گوناگون، حتی در بستر دین و ایدئولوژی های ثابت.

آنچه در افغانستان به خصوص و در کشور های جهان سوم به صورت عام شایع است، نه پرداختن به معضلات موجود در اجتماع از دید جامعه شناسی و روان شناسی.

و از سوی دیگر، مشکلات در این کشورها بیشتراز روی ظاهر آن قضاوت می شود و به اساس همین ظاهر مشکلات، راه حل هایِ نیز برای آنها پیشنهاد می شود. اما هیچ راه حلی، نمی تواند رفع کننده ی مشکل برای دائم و حتی برای بلند مدت باشد.

رویکرد جامعه شناسانه و روان شناسانه به مشکلات و پیشنهاد راه حل ها به اساس این فرآیند ، از یک طرف می تواند مناسب ترین راه حل برای یک مشکل باشد و مهمتر از آن، یک راه حل دائمی و بلند مدت نیز می باشد.

جامعه ی افغانستان، در یک دید کلی، یک جامعه ی سنتی و با بافت ها ی بسته و محکم در بستر این سنت ها، با جمعیت تقریباً 30 میلیون نفر، از جوان ترین جوامع سنتی دنیا به شمار می رود. به اساس تخمین های مختلف در زمینه ی نسبت درصدی جوانان افغانستان در نفوس این کشور، گفته می شود که بیشتر از 60 درصد جمعیت این کشور را کسانی تشکیل می دهند که کمتر از 25 سال عمر دارند.

 اداره ی احصائیه مرکزی افغانستان نیز هرازگاهی مهر صحت به این درصدی می گذارد.

جامعه شناسی به خصوص جامعه شناسی جوانان در کشور های سنتی نشان می دهد که همیشه حقایق ناگفته در میان جمعیت جوان، مانند آتشی در زیر خاکستر نهفته است که به دلیل کم رویی، عدم اعتماد به نفس و عدم باور به آدم های اطراف و محیط ، هیچ گاهی راجع به این آتش خفته در زیر خاکستر از جانب کسانی که این آتش را درخود دارند، صحبت به عمل نمی آید.

اما هرازگاهی، این آتش در نماد ها و نمود های مختلف زبانه می کشد و اطراف و اکناف خود را می سوزاند. به هر اندازه ی که صحبت در مورد این آتش صورت نگیرد، به همان اندازه نمودار شدن آن به اشکال مختلف زیاد شده و تا حدی که در بلند مدت به یک دور باطل و مخرب تبدیل می شود.

چگونگی حل این معضل نیازمند یک رویکرد روان شناسانه و جامعه شناسانه و منطقی است که باید به صورت جدی، دقیق و همه جانبه به آن پرداخته شود.

و اما خوابگاه دانشگاه کابل، این چندمین باری است که شاهد خشونت های لفظی، فزیکی و حتی کشت و خون دانشجویان بوده است.

در آخرین مورد که در شام یکشنبه 15 سرطان سال روان ،  صورت گرفت، تعدادی از دانشجویان به پاسداری از یک گروه یا تیم فوتبال خارجی، برخواسته و به جان تعداد دیگری از دانشجویان
 افتادند.

هرچند از چگونگی اصل جریان ، معلومات زیادی بدست نیامده است ، زیرا پولیس به زودترین فرصت در اطراف خوابگاه جابه جا شده و مانع آمد و شد بدانجا گردید، ولی آنچه مبرهن است این که تعدادی به شدت در این درگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و حتی گزارشاتی که هنوز ازسوی منبع قابل اعتماد تأيید نشده می رساند که یک نفر دراین درگیری ها به شدت زخم برداشته است. به گفته ی شاهدان عینی ، تعدادی در این حادثه از سوی پولیس بازداشت شده اند، ولی هنوز از محدوده ی خوابگاه برون برده نشده اند. وزارت تحصیلات عالی افغانستان در واکنش به این حادثه به تکرار اشتباهات و اعمال ناشیانه اش پرداخته و دانشگاه را که در فرآیند آزمون نهایی سمستر اول سال تحصیلی بود، تعطیل نموده است. به اساس گزارشات دانشگاه کابل و دانشگاه های دولتی سراسر کشور تا تاریخ 12 اسد / سال روان تعطیل اعلان شده اند.

رویکرد این چنینی برای حل معضل در خوابگاه دانشگاه کابل، هیچ گاهی به یک برآیند بلند مدت و فیصله کن منتج نشده است. این چندمین باری است که دانشگاه ها بخاطر چنین مواردی تعطیل می شوند.

از سوی دیگر برخورد پولیس در بازداشت دانشجویان نیز یک عمل ناشیانه و حتی می تواند خلاف موازین آموزشی افغانستان باشد. پس چگونه می توان به این مهم با رویکردی کارآ پرداخت؟

برای پاسخ به این پرسش، اولاً باید شناخت دقیق از کسانی که دراین درگیری یا برخورد حضور داشته اند، نیاز است. شاهدان عینی در صحبت های تيلفونی گفته اند که دو گروه درگیر یکی مربوط به کسانی بودند که به زبان فارسی صحبت می کردند، وگروه دوم نیز از دانشجویانی بودند که به زبان پشتو صحبت می کرده اند.

این معلومات کلی در مورد گروه های درگیر در این برخورد، می تواند کمی ما را به پاسخ برای پرسش بالا نزدیک سازد و در کنار این باید بدانیم که درگیری چگونه و در چه
گسترده گی آغاز شده است. دانشجویان موجود و شاهد در درگیری گفته اند که گروهي از دانشجویان بخاطر تماشای مسابقه ی فوتبال خواهان در اختیار داشتن یک دستگاه گیرنده ی تلویزیونی بوده اند، در همین هنگام گروه دیگری نیز خواهان در اختیار داشتن این گیرنده بخاطر تماشای فوتبال می شوند. این مسأله باعث درگیری در بین دوگروه می شود که از برخورد لفظی شروع شده و به برخورد فزیکی می انجامد.

در یک دید کلی با توجه به تقسیم بندی دو گروه درگیر به وابستگی های زبانی ، در کمال یقین می توان گفت که در اختیار داشتن گیرنده ی تلویزیونی بخاطر تماشای فوتبال فقط یک بهانه ی بیش نبوده است. آنچه دراین زمینه خیلی کارآیی داشته تفرق در زبان های دو گروه بوده است.

به اساس شواهد رسانه یی ، در درگیری های قبلی در خوابگاه دانشگاه کابل، هرچند ظاهراً موارد، نمود هایی دیگری داشته است اما گروه بندی ها دقیقاً همین محور زبانی را داشته است.

رویکرد کارآ و مؤثر بخاطر حل این معضل برای دائم و یا در بلند مدت، حل اختلاف زبانی دانشجویان در خوابگاه، و در کل در بستر جمعیت جوان در کشور است. پرداختن به عقده ها و گره هایی است که به اثر این اختلافات در ضمیر و باطن این قشر جوان تولید شده است. پرداختن به عملکرد کسانی است که در یک بستر کلان در اجتماع افغانستان، موضوعات زبانی ، قومی و قبیله یی را دامن می زنند. جستجوی راه های زدودن و پاک کردن کینه ها، عقده ها و گره ها از ضمیر جوانان و به خصوص دانشجویان است.

تعطیلی دانشگاه ، بازداشت دانشجویان و رویکرد های ناشیانه ی این چنینی بیشتر به این می ماند که مشکلی که ما فرا راه خود داریم را از کنارش بگذریم و راه خود را دور کنیم،  به جای این که مشکل را از راه خود دور سازیم.

تعطیلی دانشگاه ها در یک دید دقیق و بیطرفانه ، می تواند بزرگترین ضربه ی باشد برای قشر دانشجویان کشور در زمان حال و فاجعه ی باشد در آتیه برای کسانی که قرار است آینده سازان این سرزمین باشند.


اخبار بیشتر از ولابت کابل
   
۱ حمله طالبان بر میدان هوایی کابل
۲ ماجرای خوابگاه دانشگاه کابل جدی است باید راه حلی برای آن جست
۳ برخورد ۲ موشک بر میدان هوایی کابل

موضوعات مرتبط

کابل